السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
510
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنى وَكَذَّبَ بِالْحُسْنى فَسَنُيَسِّرُه لِلْعُسْرى وَما يُغْنِي عَنْه مالُه إِذا تَرَدَّى » ) * كلمه « بخل » در مقابل كلمه « اعطاء - دادن » به معناى ندادن است ، و كلمه « استغناء » به معناى طلب غنى و ثروت از راه ندادن و جمع كردن است ، و مراد از « تكذيب به حسنى » ، كفر وعده حسنى و ثواب خدا است ، كه انبيا آن را به بشر رساندهاند ، و معلوم است كه كفر به آن وعده ، كفر به اصل قيامت است . و مراد از « تيسير للعسرى » خذلان و ندادن توفيق اعمال صالح است ، به اين گونه كه اعمال صالح را در نظرش سنگين كند ، و سينه اش را براى ايمان به خدا گشاده نسازد ، و يا او را آماده عذاب كند . و كلمه « تردى » كه مصدر فعل ماضى « تردى » است ، به معناى سقوط از مكانى بلند است ، كه بر هلاكت هم اطلاق مىشود ، پس مراد از « تردى » در اينجا اين است كه چنين كسى وقتى در حفره قبر و يا در جهنم و يا در ورطه هلاكت سقوط مىكند مالش به چه دردش مىخورد ؟ و كلمه « ما » ، هم مىتواند استفهامى باشد ، و هم نافيه ، اگر استفهامى باشد كه معنايش همان بود كه گفتيم ، و اگر نافيه باشد معنايش اين مىشود كه چنين كسى در هنگامى كه به ورطه هلاكت مىافتد مالش به دردش نمىخورد . * ( « إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى وَإِنَّ لَنا لَلآخِرَةَ وَالأُولى » ) * اين دو آيه مطالب قبل يعنى تيسير براى « يسرى » و « عسرى » را تعليل مىكند ، ممكن هم هست بگوييم از همان مطالب قبل با كوتاه ترين بيان خبر مىدهد ، و حاصلش اين است كه ما اين تيسير را مىكنيم ، و يا اين بيان را مىآوريم ، براى اينكه هدايت كرده باشيم ، چون هدايت خلق به عهده ما است ، و هيچ مانعى ما را در اين هدايت مزاحمت نمىكند ، و مانع نمىشود . پس جمله * ( « إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى » ) * مىرساند كه هدايت خلق از امورى است كه خداى سبحان قضايش را رانده ، و آن را بر خود واجب كرده ، چون حكمتش اين ايجاب را اقتضا مىكرده ، بنا بر اين ، خلايق را آفريده تا او را عبادت كنند و خودش غرض از خلقت را عبادت خود دانسته ، فرموده : « وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » « 1 » ، و به حكم اين آيه غرض از
--> ( 1 ) و من جن و انس را خلق نكردم مگر براى اينكه عبادتم كنند . سوره ذاريات ، آيه 56 .